تشخیص، لحظهای از روشنی و قطعیت است؛ همان نقطهای که همه دستاندرکاران فرایند درمان در انتظارش هستند. برای بیماری که اغلب در برزخی هراسانگیز از نشانههای نامشخص زندگی میکند، تشخیص تأییدی است بر واقعیت رنج و پایانی بر تردید و سرگردانی او. تشخیص، نخستین گامِ ملموس در مسیر بهبودی است؛ گامی که ترس را با امید جایگزین میکند؛ امید به آغازِ درمانی هدفمند و اثربخش. برای درمانگر، تشخیص نشانه نهاییِ مهارت حرفهای است و کلیدی که راه را به سوی درمانی مؤثر میگشاید و ساختاری فراهم میآورد که بتوان بر پایه آن برنامه درمانی را طراحی کرد و درمانی واقعی و مؤثر فراهم ساخت. برای جامعه نیز تشخیص همان دادهای است که آمار سلامت، برنامهریزی نظام درمانی، تخصیص منابع و اقتصاد آینده بر آن استوار است.
فصل اول: تشخیصنیافته 26
فصل دوم: مسیر تحول از طب باستانی تا روانتنی نوین. 39
فصل سوم: چگونه استرس از طریق نشانهها سخن میگوید. 52
فصل چهارم: دستگاه عصبی اجتماعی. 64
فصل پنجم: پیوند مغز و روده 74
فصل ششم: درد مزمن و ذهن. 86
فصل هفتم: استرس و قلب.. 98
فصل هشتم: چهرههای دیگر تعامل ذهن و بدن. 115
فصل نهم - هیجانها و بدن: داستان احساسات نادیده گرفتهشده 132
فصل دهم - زندگی زیر فشار: از بحرانهای بزرگ تا استرسهای کوچک.. 150
فصل یازدهم - قدرت باورها: چگونه افکار بر سلامت اثر میگذارند؟. 162
فصل دوازدهم - رویکردهای درمانی: مداخلات ذهن – بدن. 182
فصل سیزدهم - درمان در جریان زندگی: چگونه رفتارهای ساده، بدن و ذهن را ترمیم میکنند؟. 195
فصل چهاردهم - وقتی زمان کمک فرامیرسد: نقش درمان حرفهای در مسیر بهبودی. 204
فصل پانزدهم - مسیر پیش رو: بازگشت به یکپارچگی ذهن و بدن. 210
| دسته بندی موضوعی | موضوع فرعی |
| علوم انسانی |
روانشناسی
|