از آن جا که هر جامعه ای کم و بیش با مفاسد مختلفی مواجه بوده و از آن رنج میبرد، اصلاحات یک نیازِ اساسی و بنیادین و همیشگی است و هیچ فرد و جامعه ای از آن بینیاز نیست. در این میان لازم است به منابعی مراجعه شود که مورد پذیرش افراد جامعه بوده و آن را قابل استناد میدانند. قرآن کریم به عنوان منبعی الهی و عاری از هر گونه خطا، مورد اطمینان مسلمانان و عهد عتیق منبعی پذیرفته شده از سوی جامعه یهود میباشد. از این رو، بررسی این دو کتاب میتواند در اصلاح هر دو جامعه راهگشا بوده و مقایسه آنها با یکدیگر، میتواند در جدالی احسن و هماوردی علمی و مبتنی بر نصوص، به داوری منصفانه منجر شود. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در قرآن بسی جامع تر و در عهد عتیق به فراخور موضوع، از هیچ نکته ارزشمندی در جهت اصلاح جوامع بشر غفلت نشده و تعالیم هر دو کتاب را میتوان مجموعه ای از راهکارهای اصلاحی دانست که دغدغه پاک شدن از مفاسد را داشته اند. در قرآن و عهد عتیق روش های متعددی که در سه دسته روشهای شناختی ، عاطفی و رفتاری جای گرفته اند، ارائه شده اند.
فصل اول: مفهوم شناسی / 15
فصل دوم: ویژگی های الگوهای قرآنی /31
فصل سوم: الگوها در عهد عتیق / 169
فصل چهارم: وجوه اشتراک و افتراق الگو ها و اسوه ها در قرآن و عهد عتیق /205
| دسته بندی موضوعی | موضوع فرعی |
| علوم انسانی |
دین
|